احمد منزوى

2128

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

فرزند مجد الدين حسن نافجى ، از ياران فضل اللّه حروفى ، ( 741 - 796 ق ) ، كه در اين « خواب‌نامه » جزئياتى از احوال فضل اللّه پيشگفته هست . نفيسى 2 / 785 ؛ فيلم 1 / 562 . خوارق . عبيد اللّه احرار - بخش عرفان . خوارقات : تبصرة ( تبصيرة ) الخوارقات : تبصرة ( تبصيره ) الخوارق . من اللّه فرزند على اللّه محمد حسينى ، به سال 981 / 4 - 1573 م . زندگىنامه و كرامات سيد محمد گيسودار ( د 825 / 1422 م ) و ياران و خلفاى وى است . استورى ، تذكره 976 به سه نام بالا ؛ نفيسى 1 / 406 به نام بالا « تبصيرة . . . » ؛ مارشال 286 به دو نام بالا . اته 7 / 1869 ( VII ) ؛ آصفيه 1 / 406 ش 337 ، 817 ، همانجا 3 / 194 ش 1378 . خوارقات حيدريه . ابراهيم آخوند بهايى . مريد « حضرت سيد شاه درويش ولى اللّه » از فرزندان « ميران شاه محيى الدين » و « حضرت ميران شاه حيدر ولى اللّه » ، در قلعه ادونى به سال 1081 / 1671 م نگاشته است . در ديباچه مىگويد پيش از اين ، « خارقه » ها را به نظم سروده بودم . و اكنون در 7 ذيحجه‌ى 1081 ه ( به حروف ) از آن پير دستور يافتم كه آن خارقه‌ها را به نثر بنگارم . نثر است آميخته به نظم ، در حالات و در واقع رويدادهاى شگفتى از « حضرت شاه حيدر ولى اللّه نبيرهء قادرى » و كسانى از آن گروه ، از آن ميان « حضرت سيد شاه كريم اللّه نبيرهء قادرى » ، « حضرت شاه درويش قادرى » ، « حضرت سيد شاه نور اللّه نبيرهء قادرى » و جز آنان . در واقع مجموعه داستان‌هايىست ، برخى از آنها مرموز و بيشتر زيبا ولى دور از واقعيت . نام نگارنده و كتاب در ديباچه آمده است . در 40 « خارقه » : خارقهء اول از خوارقات آيات آن سرور ، ( داستان رسيدن آن جناب به درختى كشن ، و جاى گزيدن بر شاخى از آن ، و پرنده‌اى كه روزانه براى او خوراكى و نوشيدنى مىآورد ) ، خارقهء دوم رسيدن شاه ذى جاه بر لب جويى كه صيادان ماهى مىگرفتند ، خارقهء سوم در رسيدن ايشان به شهر بوزينگان ، 4 - رسيدن آن سرور به لب بحر و ديدن راهب بر آن بحر ، 5 - سوال كردن آن سرور از خادمان خود كه هر يك مدعاى خود بيان كند . . . خارقه‌ى 10 - روزى آن سرور در مسجد جامع بعد از اداى نماز جماعت گفت . . . 20 - يكى از رفيقان آن سرور در مجلس عالى چنين تقرير فرمود . . . 30 - شنيده شد كه آن خادمهء مقبوله بىبى جان با اين بزرگوار شهيد شاه غضنفر الفتى تمام داشت . . . 40 - در حينى كه اقامت آن حضرت در دار السلطنت بيجاپور به خدمت عم و مرشد عالىتبار واقع بود . . . در منابع در دسترس نشانى از آن به‌دست نيامد . آغاز : سپاس بيقياس انعام عام مر خداى را كه رايات افاضت آيات اولياى خود را در ميدان . مشترك 11 / 923 ( 1 نسخه ) . خوارقات شاه قميص قادرى . پير محمد لاهورى قادرى . زندگىنامه و احوالات شاه قميص ( د 992 ق / 1584 م ) فرزند سيد ابى الحيات گيلانى سادهورى قادرى ، از تبار شيخ عبد القادر جيلانىست ، كه پدرش به هند و بنگال آمده است و خود در سادهوره ( سالوره ) زاده شده است ( خزينه 1 / 135 ) . در خاتمه نسخه اقتباسى چند از « سنوات الاتقيا » ( هف ) شيخ بدر الدين سرهندى ،